الشيخ السبحاني

49

فروغ ابديت تجزيه و تحليل كاملى از زندگى پيامبر اكرم ( ص ) ( فارسي )

طول انجاميده است ، يعنى چندين نسل با يكديگر در جنگ و نبرد بودند و گاهى يك موضوع بسيار جزئى ، سبب جنگ‌هاى طولانى و كشت و كشتار فراوان مىگرديد . « 1 » عرب جاهلى معتقد بود كه : « خون را جز خون نمىشويد » . داستان « شنفره » كه به افسانه شبيه است ، مىتواند ميزان « عصبيّت جاهلى » را نشان دهد . يكى از افراد قبيلهء « بنى سلمان » به « شنفره » اهانت مىكند و او براى انتقام ، تصميم مىگيرد كه صد نفر از آنان را بكشد . سرانجام پس از مدت‌ها كمين كردن و آوارگى ، نود و نه نفر را مىكشد ، تا آن‌كه جمعى از دزدان بر سر چاهى او را مىكشند . استخوان جمجمه او پس از سال‌ها ، كار خود را مىكند و صدمين نفر را هم از آن قبيله مىكشد . داستان چنين بود كه وقتى رهگذرى ، از « بنى سلمان » عبور مىكرد ، طوفان جمجمه را به شدت به پايش مىزند و او از درد شديد پا مىميرد . « 2 » اعراب ، آن چنان با خون‌ريزى و غارت‌گرى خو گرفته بودند كه هنگام مفاخره ، تاراج اموال ديگران را يكى از افتخارهاى خود مىشمردند . يك شاعر جاهلى ، وقتى زبونى و ناتوانى قوم خود را ، در امر غارت مىبيند ، آرزو مىكند كه اى كاش به جاى اين گروه ، قوم ديگرى داشت كه وقتى بر اسب‌هاى خود سوار مىشدند ، دست به تاراج و غارت مىزدند . « 3 » قرآن مجيد درباره اين قوم ، مىفرمايد :

--> ( 1 ) . العرب قبل الاسلام ، ص 128 ؛ يكى از حوادث تاريخى عرب قبل از اسلام ، جنگ ممتدى است كه در تاريخ به « حرب داحس و غبراء » معروف است . « داحس » و « غبراء » رئيس قبيله نام دو اسب است . داحس نام اسب قيس بن زهير رئيس قبيلهء بنى عبس ، و غبراء نام اسب حذيفه بنى فزاره است ، هر يك از اين دو رئيس اسب خود را تندروتر از ديگرى مىدانستند ، كار به مسابقه اسب‌دوانى كشيد ، اما پس از پايان مسابقه هر كدام مدعى برد امتياز مسابقه بودند و همين امر ساده سبب وقوع قتلى شد . طايفه مقتول نيز شخصى ، از طايفه قاتل را كشتند ، ولى كار به همين جا خاتمه نيافت ، بلكه اين دو قتل مقدمهء آغاز جنگ سختى ميان اين دو قبيله بزرگ و هم‌پيمانان آنان شد ، كه از سال 568 تا 608 ، ادامه يافت و جمع بيشمارى از طرفين كشته شدند . « ر . ك : تاريخ العرب و آدابهم ، ص 47 و الكامل في التاريخ ، ج 1 ، ص 204 » . ( 2 ) . فليپ حتى ، تاريخ عرب ، ج 1 ، ص 111 . ( 3 ) . فليت لي بهم قوما إذا ركبوا * شنّوا الإغارة فرسانا و ركبانا